تبلیغات
بــــــــــرهان و عــــــــــرفان - تفاوت ره کج کجاست تا به کجا



 تفاوت ره کج کجاست تا به کجا 




اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

در این مطلب به تفاوت میان مبانی عرفانی امام روح الله الموسوی الخمینی(روحی له الفداه)

که این انقلاب صدرایی-جواهری ما و باز شدن روز افزون فضای بسته حوزه های علمیه

مرهون مجاهدت های علمی و سیاسی این بزرگ مرد تاریخ است و آیت الله مکارم شیرازی

(حفظه الله) که خدمات ارزنده ای در مسائل عمدتا منقول داشته اند ، خواهیم پرداخت.

متاسفانه چندی است که بیاناتی از ایشان انتشار می یابد که واقعا جای تامل دارد.

گرچه نظرات ایشان راجع به عرفان و...را پیشتر در کتبشان خوانده بودیم.

قبل از ورود به بحث لازم به ذکر است که تمام فقهای گرانقدر نزد ما عزیز و احترامشان

لازم می باشد.

اما باید به این نکته مهم و کلیدی توجه داشت که هرکس در مسائلی که در آن تخصص دارد

اظهار نظر کند.(ما در مطالب آینده مفصلا به این بحث خواهیم پرداخت)

این تذکر را به این دلیل مطرح کردم که چندی است بعضی مخالفین وقتی خود را در مناظرات 

مستاصل می بینند ، برای اعاده ی آبروی از دست رفته خود و روپوش گذاشتن بر رسوایی

های متوالی خویش ، بجای رعایت آداب مناظره و بحث علمی ، در صدد جوسازی علیه

حقیر برآمده اند تا حقیر را شخصی هتاک به ساحت فقهای عظام معرفی نمایند.حاشا و کلا

البته این از حربه های کهنه ی این جماعت تکفیری است که در حین استیصال این انگ ها را

به مدافعان فلسفه و عرفان می بندند تا بی آبرویی خود را پشت آن پنهان نمایند.

اما بدانند که این حربه ها دیگر نزد ما و مخاطبان آگاهمان رنگی ندارد.

این مسئله ی تازه ای نیست و سابقه تاریخی دارد.

توجه: البته شائبه قیاس خودم با حضرت علامه ایجاد نشود چون بنده همانطور که بارها گفته ام

خود را جلوی این حضرات هیچ می دانم و هدفم تنها بیان سابقه این حربه بی شرمانه بوده است.

جنگ زرگری و تهدیداتی را که این جماعت علیه سراج حوزه علمیه علامه طباطبایی(اعلی الله مقامه)

سر ماجرای نقد مرحوم مجلسی ثانی مطرح کردند هنوز فراموش نشده است.

این جماعت که بنیان خود را بر باد می دیدند فریاد وامجلسیا سر دادند و بحار بر سر نیزه کردند.

حرکتی که انسان را به یاد خدعه ی عمروعاص می اندازد!

حجه الاسلام فقهی شاگرد علامه و آیت الله بهجت می فرمود باران نامه بود که سر این ماجرا از

 هرسو به بیت علامه می آمد.

چنانکه ایشان مجبور شدند مدتی قم را به مقصد زنجان ترک کنند تا از این تهدیدات در امان باشند.

یا میلانی که در مناظره با حجه الاسلام وکیلی آبروی خود را در خطر می دید ، آقای وکیلی

را متهم به توهین به شیخ طوسی کرد و فضای مناظره را تهییج کردند که اگر حوزه ها بفهمند

انقلاب می کنند و فلان و بهمان و با انحراف بحث یک مشت اتهام هم به بوعلی مطرح ساخت.

دوستان گرامی حتما فایل زیر را دانلود کنند که ببینید این جماعت چگونه می خواهند با انگ 

هتک حرمت بزرگان ، علیه طرف خود جوسازی نموده و با ناجوانمردی و بی تقوایی او را 

از میدان به در کنند که البته آقای وکیلی نیز با درایت حربه ایشان را بی اثر کردند. 

http://s3.picofile.com/file/7916614622/%D8%B6%D8%A8%D8%B7_0082.amr.html

کجای این حرکات بر آمده از مکتب اهل بیت(علیهم السلام) است؟

این حرکات بیشتر انسان را یاد وهابیون و سلفیانی می اندازد که ظرفیت انتقاد را ندارند و کار

خویش را بجای بحث علمی با تکفیر و تهدید پیش می برند.

بنده بارها عرض کرده ام که نظر کسانی که تنها در فقه و علوم مرتبط با آن صاحب نظر هستند 

در مسائل فلسفی و عرفانی از هیچ حجیت و اعتباری برخوردار نیست.

و ما قائل به نقد سخنان اشتباه هر شخصی و در هر مقام و مرتبه ای البته با رعایت احترام و تقوا

هستیم و این را اتفاقا خدمت به علم و کمک به پویا شدن مکتب می دانیم.

اگر هر نقد علمی به منزله توهین و جسارت باشد پس هر روز در قم در دروس خارج فقه به

فقهای گذشته توهین می شود و مراجع فعلی تن فقهای گذشته را در قبر می لرزانند!!!

این چه منطقی است؟!!

این مکتب اهل بیت(ع) است؟!

این مقدمه را عرض کردم تا ماهیت و حربه های این جماعت را به شما بنمایانم تا به فرض 

نقد نظرات فقیهی خیال جوسازی علیه بنده به سرشان نزند.


آیت الله مکارم شیرازی:

«این کشفیاتی که صوفیه و اهل ریاضت ادعا می کنند (به فرض اینکه دروغ نگویند) در بسیاری

اوقات ناشی از فعالیت قوه وهمیه است و آن هم نیز معلول یک سلسله قوانین روانشناسی 

غیر قابل انکار می باشد ، بنابراین می توان آن را تشبیه به سراب هایی کرد که در بیابان در

برابر دیدگام مسافرین خودنمایی می کند.با این تفاوت که سراب معلول انعکاس نور خورشید

و قوانین انکسار نور و امثال آن است ولی این کشفیات معلول نیروی توهم است.

اما در این جهت که عاری از حقیقت اند ، شریک اند.»

جلوه حق ، صفحات 137،138،155

نکته:البته یقینا آیت الله مکارم منکر کشف و شهود نیستند چون بحث مبرهنی است و نیز خود ایشان

در کتاب پیام قرآن ج1 شهود را می پذیرند لکن اشکال ما بر ایشان به جهت آن است که ایشان به

صورت عام فرمودند و اگر تقسیم بندی می کردند و می گفتند صوفیه باطل که جناب ملاصدرا

از آنان تعبیر به جهلیه صوفی می کنند ما خود بدان باور و اعتقاد قلبی داریم.

ولی انکار مقامات روحانی از اشخاصی با اتهام توهم و استعمال مواد مخدر و...چندان مطابق

انصاف نیست.

---------------------------------------

عارف بالله امام روح الله الموسوی الخمینی(روحی له الفداه) در نامه ای به فرزندشان:

«پسرم ! سعی کن اگر از اهل مقامات معنوی نیستی ، انکار مقامات روحانی و عرفانی را

نکنی که از بزرگترین حیله های شیطان و نفس اماره که انسان را از تمام مدارج انسانی و

مقامات روحانی باز می دارد ، واداری اوست به انکار و احیانا استهزای سلوک الی الله که

منجر به خصومت و ضدیت با آن شود.»

صحیفه نور،ج 16 ، ص224-209

----------------------------------------

امام روح الله الموسوی الخمینی(اعلی الله مقامه):

بدترین خارهای طریق کمال و وصول به مقامات معنویه که از شاهکارهای بزرگ شیطان 

قطاع الطریق است ، انکار مقامات و مدارج غیبیه معنویه است که این انکار و جحود سرمایه

تمام ضلالات و جهالات است.

شرح چهل حدیث ، ص507 ، چاپ چهاردهم

----------------------------------------

امام روح الله الموسوی الخمینی(قدس سره الشریف):

«تا شنیدی فلان حکیم یا فلان عارف یا فلان مرتاض چیزی گفت که به سلیقه شما درست در نمی آید

و با ذائقه شما گوارا نیست حمل به باطل و خیال نکن»

شرح چهل حدیث ، ص 13


نکته: بیان این نکته ضروری است که دوستان گمان نکنند که این مطلب ما ، مانند مطلب غیرعلمی

و ژورنالیستی مخالفین فلسفه و عرفان ، مطلبی شخصیت محور که نشانگر شخصیت زدگی 

نویسنده است می باشد.مثل این که آنها می گویند چون فلانی گفته فلسفه کشکه پس کشکه.

ابدا قصد ما از این مطلب این نبوده است.چون این رویه هماره مورد نقد ما بوده و هست و اصلا

طرح چنین مسائلی علمی نیست و ما که بارها ندای «نحن ابناء الدلیل» و نه «ابناء الشخصیه» را

سر داده ایم هرگز خود مرتکب این عمل غیر علمی نمی شویم.

 یعنی بطوری که بگوییم چون امام خمینی گفته شهود هست پس سخن آقای مکارم باطل است!!

بلکه این مطلب ما کاملا بر اساس ادله منطقی می باشد.منتهی این استدلال منطقی را از لسان 

مبارک حضرت امام بیان کردیم.و این استدلال آن است که کسی که خود توفیق شهود نصیبش

نشده است حق رد آن را نیز ندارد چون «عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود»

ضمنا یکی دیگر از مقاصد ما از انجام این قیاس مشخص کردن تفاوت مبانی بوده است

و قصد دیگری اعم از تخریب و... را نداشته ایم.

دلیل آنکه اصولا از میان مخالفین کسی را که توفیق شهود نصیبش شده باشد نمی بینیم را

باز حضرت امام فرموده اند چون:

انکار مقامات روحانی و عرفانی خود از بزرگترین حیله های شیطان و نفس اماره است

که انسان را از تمام مدارج انسانی و روحانی باز می دارد و استهزای سلوک الی الله

خود مانع از توفیق شهود و سلوک الی الله می شود.

خداوند ان شاء الله ما را از انکار مقامات عرفا و حالات آنان حفظ بفرماید که انکار آن 

تبعات خوبی نخواهد داشت و در واقع نه تنها ضربه ای به آن حضرات وارد نمی شود بلکه

ضرر اصلی به خودمان وارد خواهد شد.


و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین



میرزا     





تاریخ : دوشنبه 11 شهریور 1392 | 10:57 ق.ظ | نویسنده : میرزا | نظرات

  • paper | پرشین تم | خرید بک لینک