تبلیغات
بــــــــــرهان و عــــــــــرفان - مرجع تقلیدی از جنس انصاف


مرجع تقلیدی از جنس انصاف



www.serateandishe (4)


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

حجة الاسلام و المسلمین وکیلی(زید عزه) چند سال پیش دیداری در مشهد با این فقیه عظیم الشانداشتند که آنچه در این دیدار گذشت را نقل کرده اند:

نگارنده [استاد وکیلی] در تابستان دو سال قبل، روز شانزدهم شعبان المعظّم از سنة ۱۴۳۱ هجریه قمریه برای زیارت و استفاده از محضر فقیه محقّق حضرت آیة‌الله شبیری زنجانی دام‌ظلّه‌العالی به منزل ایشان در مشهد مقدّس رفتم. از آنجا که روز اوّلی بود که معظّم‌له بعد از تشرّف به مشهد جلوس داشتند و فضلا هنوز از ورود ایشان مطلع نشده بودند، مجلس خلوت بود و غیر از بنده فقط دو نفر از طلاّب که هنوز ملبّس به لباس روحانیت نبودند و در خلال صحبت معلوم شد از ارادتمندان مکتب تفکیک هستند، حضور داشتند. حقیر فرصت را غنیمت شمرده و از محضر ایشان مطلبی را که از مدّت‌ها قبل برایم جای سؤال داشت مطرح نمودم و آن اینکه: دیدگاه معظّم‌له نسبت به فلسفه و عرفان چیست؟ و آیا در این دو فن هم به تحصیل پرداخته و مانند فقه و اصول تبحّر دارند یا خیر؟

توضیح مسأله اینکه: فضلایی که از نزدیک ایشان را مشاهده کرده‌اند، مطلّعند که معظّم‌له در برخورد با علمای مختلف، چه آنها که اهل حکمت و عرفان هستند و چه مخالفین، همیشه با روی باز برخورد نموده و مراتب احترام و تجلیل را بالنسبه به جایگاه آنها به جا می‌آورند. و غیر از برخوردهای ظاهری، در مجالسشان نیز لاأقل بنده ندیده‌ام که اقدام به طعن و بدگویی نسبت به عرفا و حکما نمایند. لذا برای بنده سؤال شده بود که این عملکرد ایشان با اهل فلسفه و عرفان و عدم تعریض به آنها از باب حفظ ظاهر و احترام متقابل و به تعبیری از روی تقیّه است، یا اینکه ایشان خود به مسائل فلسفی و عرفانی واقفند و سوءتفاهمی نسبت به این مسائل ندارند، یا نکتة دیگری در کار است؟ این بود تا اینکه در جلسة مزبور از محضرشان این سؤال را مطرح نمودم. ایشان در پاسخ فرمودند:[1]

«خود من ذوقاً از این عرفانی که اینها گاهی ادعا می‌کنند خوشم نمی‌آید، یا بعضی مباحث فلسفی ذوق من را نگرفته است. من یکی دو روز نزد آقای طباطبائی به صورت شخصی درس خواندم و ایشان تنها به من می‌گفت و البته درس عمومی هم داشت و چون درس شلوغ بود و جا هم برای من نگه می‌داشت، من دیدم ذوقم که قبول نمی‌کند، جا نگه‌داشتن هم خلاف اخلاق است، این بود که بالکلّ درس فلسفه را ترک کردم.

حاج آقای ما[2] هم در زنجان نزد شخصی به نام آقاسیّدحسن قنّاد یک مقداری فلسفه خوانده بودند؛ اما عرفان را نشنیده‌ام که خوانده باشند. ایشان هم می‌فرمود ذوقم نمی‌گیرد. البته ایشان نزد آمیرزا ابراهیم حکمی ریاضی که در ریاضیات به تعبیر آقا سیّد‌أبوالحسن‌رفیعی «وحید عصر» خود بود، ریاضی خوانده بودند و ریاضیات ایشان خوب بود و فکر ریاضی خیلی خوبی داشتند.»

در اینجا بنده خدمت معظّم‌له عرض کردم در عین حال لاأقل بنده از حضرتعالی ندیده و از کسی هم نشنیده‌ام که تعریض یا ردّی نسبت به اهل عرفان و فلسفه داشته باشید.

فرمودند:

«به دلیل اینکه نمی‌دانم. ورود انسان در رشته‌ای که اهلش نیست و تخصّص ندارد درست نیست. قبول یا ردّ هر مطلبی متوقّف بر آن است که انسان کاملاً وارد باشد. کسی که وارد نیست وجهی ندارد که ردّ بکند یا اثبات بکند. بله اینکه ذوقم قبول نمی‌کند بحث دیگری است، و به خاطر همین هم اصلاً به دنبال فلسفه نرفتم.»

معظّم‌له سپس فرمودند:

مطالب فلسفی بخصوص مطالب إلهیات مباحث عمیق و مشکلی است، استاد خیلی ماهری می‌خواهد و زحمت‌ زیادی باید کشیده شود.معظّم‌له در اینجا با لحنی متغیّر فرمودند:

«عرض می‌کنم؛ اینها کاملاً تخصّص می‌خواهد، کار من و شما نیست! من نمی‌‌خواهم بگویم حرف‌هایشان درست است، می‌گویم شما در این سطح‌های پائین نمی‌توانید قضاوت کنید؛ چون اینها اشخاص کمی نبوده‌اند؛ همة آن مراحل درسی که شما گذرانده‌ای اینها هم خوانده‌اند و رد شده‌اند. اینها هم این روایات را دیده‌اند و این مطالب را گفته‌اند. من که عرض کردم، ذوقم قبول نمی‌کند امّاقضاوت هم نمی‌توان کرد.»

باری این بود آنچه که حقیر بعینه از زبان این مرجع معظّم تقلید شنیدم. کلام ما با منتقدین حکمت و عرفان إلهی در همین یک جمله است که نقد احتیاج به تخصّص و اجتهاد دارد و تخصّص احتیاج به تدرّس و تعلّم و مادامی که انسان احاطة لازم بر مسائل یک علم پیدا نکرده است حقّ إظهار نظر و نقد مطالب آن علم را ندارد.[3]

-----------------------------------


[1] . فرمایشاتی که از معظّم‌له در اینجا نقل می‌شود عین الفاظ ایشان است که از دستگاه ضبط صوت پیاده شده است.

[2] . مرحوم آیةالله حاج سیداحمد زنجانی صاحب الکلام‌یجرّالکلام

[3] . تقاضای عاجزانة ما از برادران تفکیکی این است که پس از مطالعة مطالب منقول از حضرت آیةالله شبیری حفظه‌الله از این سیرة معظّم‌له که بر اساس سلامت نفس و تقوای إلهی و اجتناب از هوی و هوس بنا نهاده شده درس عبرت بگیرند. نه اینکه به عادت معمول از فردا در صدد باشند که به هر نحو ممکن از معظّم‌له دستخط بگیرند مبنی بر اینکه عرفان صاحب فصوصی و فلسفه را تأیید نمی‌کنند! و قل اعملوا فسیری اللهُ عملکم و رسوله و المؤمنون.

-----------------------------------------

ان شاء الله خداوند به همه ما انصاف و تقوا عنایت فرماید و فقیه معظم حضرت آیت الله العظمی زنجانی را حفظ بفرماید.

 

والحمد لله اولا و آخرا

میرزا



تاریخ : شنبه 23 فروردین 1393 | 01:49 ب.ظ | نویسنده : میرزا | نظرات

  • paper | پرشین تم | خرید بک لینک