تبلیغات
بــــــــــرهان و عــــــــــرفان - نادرستی انتساب حدیقه الشیعه به مقدس اردبیلی ( قسمت 1 )



نادرستی انتساب حدیقه الشیعه به مقدس اردبیلی ( قسمت 1 )


حدیقةالشیعه, به محقق اردبیلی, نسبت داده شده و شماری, با توجه به این بستگی, اهمیت بسیاری به آن می دهند.

این اثر, از آن جا که علیه صوفی گرایی و فلسفه سخن گفته, حساسیتهای فراوان برانگیخته است. روایاتی که در ردّ صوفی گرایی و فلسفه در این اثر گرد آمده, در هیچ یک از منابع پیشین وجود ندارد و حدیقه منبع نخستین است و دیگر کتابها از آن گرفته اند.

شماری که مخالف صوفی گری بوده اند, تلاش ورزیده اند, ثابت کنند که حدیقة الشیعه, از آنِ محقق اردبیلی است. آنان که با صوفی گری هماهنگ بوده اند, در این که کتاب از محقق اردبیلی باشد, خدشه وارد کرده اند. در این بین, شماری, بدون نظر به این جریانها, دیدگاههایی را در درستی و نادرستی این بستگی, ارائه داده اند. آنچه ما را بر آن داشت که در این باره به کند و کاو بپردازیم, احادیث بی پایه و سستی است که در این اثر دیده می شود و با روش و شیوه ای که محقق اردبیلی در مجمع الفائدة والبرهان دارد, ساز نمی آید.

به نظر می رسد, بستگی چنین اثری به مقدس اردبیلی, نه تنها به بزرگی وی نمی افزاید, بلکه از بزرگی وی می کاهد. در این اثر, مطالب بی پایه و به دور از خرد, بسیار دیده می شود و این, جای بسی درنگ دارد, از جمله آن گاه که می بینیم, در آن:

* روایت محمدبن سنان, صحیح اعلام می شود.

* آزرده خاطر شدن حضرت علی(ع) از حضرت فاطمه(س) و روی خاک دراز کشیدن آن حضرت, سبب شده که کنیه ابوتراب بروی نهند.

* افسانه جزیره خضراء پذیرفته می شود.

و…

به این اندیشه فرو می رویم که چگونه شخص تیزنگر و همه سویه بینی چون محقق اردبیلی, که به همه چیز به دقت می نگرد و در هر مسأله ای عالمانه به بررسی می پردازد و روایات شماری از رجال حدیث را که دیگران به آنها جامه عمل پوشانده اند, سست و بی پایه می داند, امّا خود در این وادی گرفتار آمده و حکایتها و روایتهای بی پایه را پذیرفته و نشر داده و به این هم بسنده نکرده به افسانه ها مهر قبول زده است؟

دیدگاهها درباره حدیقةالشیعه

در این که آیا حدیقةالشیعه, از آن محقق اردبیلی است, یا خیر, سه دیدگاه وجود دارد:

1 . حدیقه از آنِ محقق اردبیلی.

2 . حدیقه از آنِ غیر محقق اردبیلی.

3 . نبودن بخش صوفیه حدیقه از محقق اردبیلی.

حدیقه از آن محقق اردبیلی

شماری, حدیقه را از محقق اردبیلی می دانند. آنان, بر این باورند: تمام کتاب حدیقه موجود که ردّ صوفیان را در بر دارد, از نوشته های محقق اردبیلی است.

گفته می شود, نخستین منبعی که از حدیقه سخن گفته, کتاب انساب النواصب, نوشته به سال 1076 است. این سخن, درست به نظر نمی رسد.1 از این روی, نخستین منبعی که درباره این بستگی سخن به میان آورده و بر آن اعتماد ورزیده, کتاب امل الآمل, نوشته شیخ حر عاملی(م: 1104) است.

این کتاب, که به سال 1097, پایان یافته, در شرح حال مقدس اردبیلی, حدیقةالشیعه را از نگاشته های او به شمار می آورد.2

عاملی در اثنا عشریه3 و در اثبات الهداة نیز, حدیقه را از آنِ محقق اردبیلی دانسته است.4

به پیروی از امل الآمل, دیگران نیز چنین گفته اند, از جمله محدث بحرانی (م:1186) در لؤلؤةالبحرین, از عبداللّه بن صالح و استاد خود, سلیمان بن عبداللّه بحرانی, این نظر را نقل می کند.5

صاحب ریاض العلماء, شیخ عبداللّه افندی اصفهانی (م: حدود 1120 ـ 1130) سخن امل الآمل را نقل کرده است, امّا در هنگام برشمردن, نوشته های اردبیلی, نامی از حدیقه نمی برد, بلکه از پاره ای حاشیه های ایشان بر امل الامل, نقل شده است:

(برخی گفته اند, نسبت این کتاب به اردبیلی از دروغ ترین دروغهاست.)6

ابوعلی حائری (م: 1216) در منتهی المقال7, آنچه در امل الآمل و لؤلؤة البحرین آمده نقل کرده است, بدون این که در آن شک کند.

محدث نوری,8 محسن امین,9 آقا بزرگ در الذریعه10 و طبقات اعلام الشیعه,11 محمد علی مدرس,12 تنکابنی13 و به قولی ملا محمد طاهر قمی14 (م: 1098) این نظر را پذیرفته اند.

در مقدمه حدیقه الشیعه, از قول آقا محمد علی, فرزند وحید بهبهانی آمده:

(مشهور بودن بستگی این کتاب, به مقدس اردبیلی, بسان روشنایی خورشید است و انکار آن, بسان انکار میرزا مخدوم سنی در نواقض الروافض, استبصار شیخ طوسی است و نسبت دادن آن به علاّمه حلّی.)15

بنابر این, نخستین کسی که از وی نقل شده, حدیقه از آن اردبیلی است, ملا محمد طاهر قمی (م:1098) است و منبع مهمی که مستند این نظر واقع شده, امل الامل شیخ حر عاملی (م:1104) است.

حدیقه را محقق اردبیلی ننگاشته

گروهی بر این نظرند که محقق اردبیلی, چنین کتابی ننوشته و این کتاب, همان کاشف الحق ملا معزالدین اردستانی است که با اصلاحهای اندک و با ضمیمه مباحثی در ردّ صوفیان, به نام: حدیقةالشیعه, توسط شخص, یا اشخاص ناشناسی منتشر شده است.

محمد باقر سبزواری (م:1090) برای نخستین بار, ابراز می دارد: حدیقه الشیعه از نوشته های محقق اردبیلی نیست. ملا شاه محمد دارابی شیرازی (م:1130) که شرحی بر صحیفه سجادیه نوشته و عمری طولانی داشته (130سال) حدیقه را از آن محقق اردبیلی نمی داند:

(در رشحات ملاّ یوسف بهبهانی نگاشته شده: گروهی, کتاب حدیقه الشیعه را به نظر مولانا محمد باقر خراسانی رسانیدند و گفتند: مولانا احمد اردبیلی, در این کتاب, مذهب صوفیّه را ردّ کرده, شما چه می گویید؟

مولانا گفت: فهرست نوشته های مولانا احمد را دیده ام, کتاب حدیقةالشیعه در آن نبود و این کتاب, نوشته ملا معزالدین اردستانی است و نقد بر مذهب صوفیه نیز بدان افزوده شده و ملا معزالدین اردستانی, انکار صوفیه نکرده است.

ملا شاه محمد شیرازی می گفته: من ملا معزالدین اردستانی را که نویسنده حدیقةالشیعه است, دیده ام و از معزی الیه درباره حدیقه الشیعه پرسیده ام: وی کتاب حدیقةالشیعه را از آن خود دانست و از نکوهش صوفی گری هیچ نگفت.)16

در طرائق الحقایق, به نقل از متمم امل الامل آقا سید ابراهیم بن امیر معصوم حسینی17 آمده:

(بنابر آنچه نزد من ثابت شده است, حدیقه, از آن اردبیلی نیست.)18

در همان کتاب و در مرآةالحق از دو تن: سید ابراهیم همدانی و مولانا محراب جیلانی, نقل شده:

(حدیقه, از آنِ اردبیلی نیست [و به گفته سید ابراهیم] ساخته یکی از فضلای قم است.)19

صاحب روضات نیز, این بستگی را نمی پذیرد.20

در حاشیه ریاض العلماء, نقل شده که گروهی از بزرگان, در این که حدیقه از آنِ اردبیلی باشد, تردید کرده اند.21 سید عبداللّه موسوی جزایری تستری (م:1173) در اجازه کبیر خود که با همین عنوان و مقدمه آیت اللّه مرعشی نشر یافته, در این باره می نویسد:

(إلیه ینسب کتاب حدیقةالشیعه و لم یثبت. بل وجدت فیه ما یدلّ علی خلاف ذلک)22

حدیقةالشیعه را به اردبیلی نسبت داده اند, ولی ثابت نشده, بلکه من شواهدی در کتاب دیده ام که برخلاف آن دلالت دارند.

بنابر این نظر, محتوای کتاب دلالت دارد که این کتاب از اردبیلی نیست و با توجه به این که در متن اجازه به این نکته تصریح شده, جای درنگ دارد.

بخش مربوط به صوفیه, از آن اردبیلی نیست

این دیدگاه را حاج محمد جعفر همدانی کبوتر آهنگی, در مرآةالحق پذیرفته و از استاد خود میرزای قمی که از وی اجازه اجتهاد دارد نقل می کند.23 برای روشن شدن درستی و نادرستی هر یک از این دیدگاهها, باید دلیلهای آنان را به بوته بررسی گزارد و لازمه این بررسی, بررسی محتوای حدیقه است.

آنان که حدیقه را از آن محقق اردبیلی می دانند, کم تر به بررسی محتوایی پرداخته اند; امّا مخالفان آن در این زمینه درنگ بیشتری داشته اند و گواهانی از متن کتاب بر نبود این اثر از محقق اردبیلی, یافته اند.

قول سوم نیز مبتنی بر شواهد محتوایی است.

یادآوری, محدث نوری, بر این نظر است که کاشف الحق تحریف شده حدیقه الشیعه است و نویسنده آن, برای مال دنیا, بخشی از آغاز کتاب حدیقه و قسمت صوفیه را برداشته و به نام خویش, نشر داده است.24

این, در برابر دیدگاه کسانی است که حدیقه را تحریف شده کاشف الحق می دانند که بخش صوفیه به آن افزوده شده است.

ما در این بررسی, از نسخه خطی کاشف الحق نیز استفاده می کنیم تا درستی یکی از این دو ادعا را روشن سازیم.

کتاب کاشف الحق

آقا بزرگ می نویسد:

(کاشف الحق, کتابی است فارسی از معزالدین محمد اردستانی که (هدایةالعالمین) نیز نامیده می شود و این نام در نسخه خبوشان, که در سال 1080 نگاشته شده, آمده است.)25

نسخه خطی کتاب کاشف الحق که در کتابخانه آیت الله مرعشی به شماره1408 وجود دارد و ما از آن استفاده می کنیم چنین معرفی شده:

(کاشف الحق از میرمعزالدین محمدبن محمد حسینی اردستانی است. دلیلهای عقلیه و نقلیه ای که در موضوع امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) آمده, به شرح, در یک مقدمه و یک باب [دارای دوازده فصل] و یک خاتمه, به نام ابوالمظفر ملک قطب شاه, به سال 1058 گردآوری شده است. مؤلف برای کتاب خود نام مخصوص برنگزیده و در نسخه ها و فهرستها به نامهای (کاشف الحق), (کاشف الاسرار), (هدیةالعالمین), (فوزالنجاح) و (مناقب قطب شاهی) خوانده شده و روی برگ نسخه حاضر, کتاب (روضةالاخیار فی معرفة الائمه الاطهار علیهم صلوات الملک الغفار) نامیده شده است.)

در پایان نسخه آمده است:

دولتش باد تا روز نشور

عمر او متصل به نفحه صور

بود پنجاه و هشت بعد هزار

که به پایان رسید این گفتار

نسخه با خط نستعلیق و در غره جمادی الاول 1227 پایان یافته است.26

با توجه به نسخه خطی کاشف الحق و کتاب حدیقةالشیعه موجود, به بررسی محتوایی این کتاب می پردازیم و اشکالهایی را که بر بستگی حدیقه به اردبیلی شده, مطرح می کنیم, امید است که با دید انصاف و حقیقت, نگریسته شود.

بررسی دیدگاهها

با توجه به آنچه یاد شد, اینک به بررسی دلیلها و برهانهای سه دیدگاه درباره بستگی و نابستگی حدیقه به اردبیلی, می پردازیم.

حدیقه نوشته اردبیلی

شیخ حرّ عاملی (م:1104) در کتاب رجالی خویش: امل الآمل, حدیقه را از اردبیلی دانسته و در کتاب اثناعشریه فراوان از آن سود برده است.

از کتاب اثناعشریه استفاده می شود که حرّ عاملی در آغاز, از برخی ثقات گزارشی درباره حدیقه دریافته27 و سپس از احادیث آن کتاب, بهره برده است. و در همان زمان, در انتساب حدیقه به اردبیلی تردید بوده و وی, حدیقه را از اردبیلی می دانسته و دلیلهایی بر آن اقامه کرده است:

دیدگاه شیخ حر عاملی درباره حدیقه

شیخ حرّ عاملی, در موارد گوناگون از حدیقه نقل می کند و می نویسد:

(گروهی از صوفیان و طرفداران آنان منکر قدر و منزلت مولی احمد اردبیلی هستند و شماری از آنان بر این باورند که حدیقه از اردبیلی نیست. این سخن از جهتهایی باطل است:

1 . این که کتاب حدیقه از آن اردبیلی نباشد, پذیرفتنی نیست; قابل پذیرش نیست زیرا ناآگاهی افراد, دلیل بر نبود این کتاب از اردبیلی, نخواهد بود.

2 . نسخه های زیاد حدیقه و شهرت آن و انتساب آن به اردبیلی نه د یگران, دلیل دیگری بر این نظر است.

3 . سابقه ندارد در نسبت کتابی به نویسنده آن, با این که فاصله زمانی زیاد است, این گونه اختلاف شده باشد چه انگیزه ای می تواند سبب نگاشتن و پدید آوردن کتاب حدیقه و نسبت آن به عالم صالحی مانند اردبیلی باشد.

4 . به جز صوفیه و پیروان آنان, کس دیگری منکر این انتساب نیست وانکار آنان, پذیرفتنی نخواهد بود, زیرا متهم هستند.

5 . در کتاب, مطلبی که موجب انکار شود نیست, بلکه حدیقه کتابی تحقیقی و دقیق است که به جز کسی که کتاب به وی نسبت داده شده [مرحوم اردبیلی] دیگری شایستگی آن را ندارد.

6 . آنچه گفته می شود که شاهد بر نادرستی انتساب کتاب به اردبیلی است بر مدعی دلالت ندارد و احتمال دارد, برخی صوفیان برای ایجاد شبهه و طعن افزوده باشند. در عین حال, موارد آن اندک شمارند و جدا از اسلوب کتاب, که در برخی نسخه ها دیده شد نه تمام آنها.)28

چند نکته درباره سخنان شیخ حر عاملی

1 . در روزگار شیخ حرّ عاملی (پیش از 1096) درباره نویسنده حدیقه اختلاف بوده است.

2 . بستگی حدیقه به اردبیلی, از راه اجازه مشایخ, که روش معمول فقها بوده, به ایشان نرسیده, بلکه بسیاری نسخه های کتاب و شهرت آن, سبب شده که بگویند این اثر, از آنِ محقق اردبیلی است.

3 . صوفیان و پیروان آنان, حدیقه را از آن اردبیلی نمی دانستنه اند و این, از آن جا ناشی شده که حدیقه, بخشی دارد علیه صوفی گرایی.

4 . حدیقه, اثری است تحقیقی و مطلبی که برساند این اثر از آنِ اردبیلی نیست, وجود ندارد.

5 . گویا در آن روزگار, هنوز تحقیق کاملی درباره حدیقه نشده بود که آن را کاشف الحق اردستانی بدانند. روشن است, اگر ثابت شود, بخش ضد صوفی گری کتاب, از محقق اردبیلی نیست و یا مطالبی بر خلاف تحقیق در آن راه یافته و یا شواهدی بر رد بستگی باشد, دیدگاه صاحب وسائل از اعتبار می افتد و همان پرسشی که وی طرح کرد, برای ما نیز مطرح است: چگونه کتابی با کم تر از یک قرن فاصله, این گونه درباره نویسنده اش بگو مگوست, با این که محقق اردبیلی, شاگردان بنامی چون: صاحب مدارک, صاحب معالم و ملا عبداللّه تستری داشته است (تستری, مؤسس حوزه علمیه در عصر صفوی بوده و شاه عباس, مدرسه ای به نام وی در اصفهان ساخته است)29 و آیا این نشان نمی دهد که اردبیلی, چنین اثری نداشته است؟

آیا اظهار نظر محقق سبزواری (م:1090) که در فقه او را پیرو اردبیلی دانسته اند30 و در هنگام تحصیل, هم مباحثه فرزند ملا عبدالله بوده31 و مدتی شیخ الاسلام و مدیر مدرسه تستری,32 به واقعیت نزدیک تر نیست که گفته است:

(در فهرست کتابهای اردبیلی, نام چنین کتابی نیامده است؟).

یا اظهار نظر سید عبدالله تستری در اجازه کبیره که می گوید:

(انتساب کتاب به اردبیلی ثابت نیست و شواهدی برخلاف آن در متن کتاب موجود است؟)


نقد و بررسی

حقیقت آن است که محدث نوری, اگر به مقایسه کاشف الحق و حدیقه می پرداخت, اطمینان می یافت که حدیقه تحریف شده کاشف الحق است, ولی چه باید کرد با این که نسخه ای از کاشف الحق داشته, به چنین کاری دست نیازیده است.

این مورد را, یکی از مواردی می توان به شمار آورد که ثابت می کند حدیقه تحریف شده کاشف الحق است; زیرا همان گونه که خود محدث نوری یاد کرده, در کتاب کاشف الحق بحث درباره ایثار امیرالمؤمنین(ع) این گونه آغاز شده است.

(و ملا احمد اردبیلی, در شرحی که بر ارشاد فقه نوشته گفته که ایثار حضرت امیر, علیه السلام, دلیلی است قوی بر آن که هر چند کسی صرف مال خود در خیرات و تصدقات کند, اسرافش نتوان گفت…)45

اردستانی, آنچه به اردبیلی نسبت داده درستی انفاق در صورت نیاز است و مستند اردبیلی در این نظر, ایثار خاندان علی(ع) است که با نیازمندی, انفاق کردند و این مطلب در کتاب زکات مجمع الفائده وجود دارد.

در پایان کتاب زکات, مقدس اردبیلی فوائدی را یاد می کند از جمله:

(انما ینبغی الصدقة من فاضل مؤنة الرجل و عیاله علی الدوام لانّ الله تعالی نهی عن التبذیز ولغیره مثل قوله علیه السلام, و ابدء بمن تعول. و فیه تأمل لما فی سورة هل أتی و غیرها مثل قوله علیه السلام46…)

شایسته است که همیشه, صدقه از اضافه خرج مردو خانواده اش باشد; زیرا خداوند تعالی, از تبذیر و اسراف باز داشته و به خاطر غیر آن, مانند قول معصوم که فرمود: به نان خورانت آغاز کن.

و در این دیدگاه اشکال است, به خاطر آنچه در سوره هل اتی آمده [با این که خانواده علی(ع) نیاز داشتند انفاق کردند] و غیر این سوره از روایات….

بنابر این, سخنی که اردستانی از شرح ارشاد اردبیلی نقل کرده درست است و نیازی نیست که به کتاب موهوم صدقه مفقود شده اردبیلی مراجعه کنیم, بلکه باید یادآور شویم که شماری برای تحمیل دیدگاههای خود, حاضرند نسبتهای ناروا به شخصیتی مانند اردبیلی بدهند و آنچه را ننوشته و نگفته از آن وی بدانند.

تنظیم کننده حدیقه, نام اردبیلی را از آغاز جمله به پایان آن منتقل کرده و جمله های آن را نامفهوم ساخته و در چاپهای جدید حدیقه, بر آن و اوی افزوده اند.

(چنانکه در شرحی که بر ارشاد فقه این فقیر نوشته به تقریب مذکور گشته و در کتاب زکوة در تحت آیه (یسئلونک ماذا ینفقون قل العفو) در مجمع البیان مسطور است که (ولیس ذلک مخصوصاً بهم بل کل من یفعل ذلک یناله)47

با این تغییر نیز اشکال باقی است; زیرا منظور از کتاب زکات, کتاب زکات شرح ارشاد خواهد بود که چنین مطلبی در آن نیست. و اگر ما (واو) را پس از کتاب زکات قرار دهیم و جمله را مستقل بگیریم, تا اندازه ای اشکال بر طرف می شود, ولی مشکل دیگری رخ می دهد و آن نبود چنین مطلبی در مجمع ا لبیان در شرح آیه عفو است و این یکی دیگر از اشکالهای تغییر عبارت کاشف الحق خواهد بود.

علت این اشکال آن است که تنظیم کنندگان حدیقه, بخشی از مطالب کاشف الحق را در این جا حذف کرده اند.48



ما بقی مطالب را در مطلب پایین مطالعه فرمایید .



تاریخ : چهارشنبه 23 مرداد 1392 | 01:04 ب.ظ | نویسنده : میرزا | نظرات

  • paper | پرشین تم | خرید بک لینک