تبلیغات
بــــــــــرهان و عــــــــــرفان - نادرستی انتساب حدیقه الشیعه به مقدس اردبیلی ( قسمت 3 )
 
ادامه ی مطلب بالا

نادرستی انتساب حدیقه الشیعه به مقدس اردبیلی ( قسمت 3 )



نگارش حدیقه پس از اردبیلی

مهم ترین دلیلی که بستگی حدیقه را به اردبیلی نیست می سازد, نگارش حدیقه پس از اردبیلی است.

تنظیم کنندگان حدیقه, با این که تلاش بسیار ورزیده اند که نگارش کتاب را با زمان محقق اردبیلی, هماهنگ سازند و از این روی نام قاضی نورالله شوشتری را هرجا در کاشف الحق بوده حذف کرده اند,81 به طور کامل در این طرح خود موفق نبوده اند و شواهدی به جای گذاشته اند که بستگی کتاب را به محقق اردبیلی, نیست می کند. این دلیلها, هم در بخش صوفیه و هم در بخشهای دیگر کتاب, دیده می شوند.

1 . منابع: در باب منابع, بیشتر از کتابهای پیش از اردبیلی نقل شده و در مواردی از کتابهایی استفاده شده که زمان نگارش آنها, با دوران محقق اردبیلی فاصله اندک دارد و امکان نقل از آنها را بعید می نماید, مانند کتاب صواعق ابن حجر هیتمی82 (م:974) که در مکه نگارش شده83 و قاضی نورالله شوشتری (م:1019) بر آن نقدی نگاشته است.

در موردی دیگر روایتی را در نکوهش صوفیه نقل کرده که به نظر می رسد, منبع وی, بحارالانوار علامه مجلسی بوده است.

(و دیگر آن که این گروه و مایلین و معتقدین ایشان, چنانکه در حدیث وارد است, سه طایفه اند: گمراهان و فریبندگان و غافلان و به روایت بحار, عوض عبارت غافلان احمقان واقع است و در حدیث دیگر, به جای آن کلمه جاهلان مذکور است.)84

تعبیر بحار در این جا به طور دقیق مشخص نیست, آیا کتاب بحارالانوار منظور است, یا چیز دیگر. اگر آن را بحارالانوار بدانیم که ظاهر آن هم, همین را می رساند, و با توجه به این که چنین حدیثی در بحارالانوار وجود ندارد, تنظیم کنندگان کتاب خواسته اند علامه مجلسی را که مخالف صوفیه بوده, هماهنگ با دیدگاه خود معرفی کنند و این که تنظیم حدیقه در هنگام نگارش بحارالانوار بوده که مدتی طول کشیده است; زیرا تاریخ تنظیم فهرست بحار در سال 1070 به پایان رسیده85 و تنظیم و تدوین نهایی آن از این تاریخ آغاز شده است و برابر اجازه هایی که از علامه به جای مانده, در سال 1077 بحارالانوار کامل شده است.86

با توجه به این که حدیث در بحار الانوار وجود ندارد و با توجه به زمان نگارش بحار الانوار, دیدگاه برخی از محققان که نگارش حدیقه را بین سالهای 1070 تا 1100هـ (فوت علامه مجلسی) می دانند,87 صحیح به نظر نمی رسد; زیرا اظهار نظر محقق سبزواری (م.1090) درباره حدیقه نشان می دهد که کتاب پس از نگارش کاشف الحق 1058, در بین سالهای 1070 تا 1090 بوده است.

و این احتمال نیز وجود دارد که در این نسخه اشتباه شده باشد. نکته دیگر این که: چند صفحه بعد, همین حدیث را به نقل از ابن حمزه و شیخ مفید که به اسانید صحیح به نویسنده کتاب رسیده, از امام رضا(ع) نقل و به خاطر دوری از به درازا کشیدن, از یاد کرد سند آن خودداری می ورزد:

(لایقول بالتصوف احد الا لخدعة اوضلالة او حماقة و امّا من سمّی نفسه صوفیاً لتقیة فلا اثم علیه)88

کسی به تصوف نمی گراید, مگر برای فریب یا از جهت گمراهی یا حماقت و اما کسی که خود را از باب تقیه, صوفی می نامد, گناهی بر او نیست.

2 . مبارزه با صوفی گری: اهمیت حدیقه در بحث ضد صوفیه آن است. بحثی به این شرح, در شرح زندگانی امام صادق(ع), بدون زمینه اجتماعی و نیاز بسیار, درخور تصور نیست. این حاشیه بیش از پنجاه صفحه کتاب را گرفته, در حالی که کتاب اصول الدین, یا اثبات واجب محقق اردبیلی, بیش از بحث صوفیه حدیقه نیست. بنابر این نگارش چنین مطالبی, حکایت از نیاز بسیار اجتماعی است. این در حالی است که تقریباً همزمان با محقق اردبیلی, قاضی نورالله شوشتری (م:1019) در مجالس المؤمنین بحث دراز دامنی در مقامات صوفیه و اقطاب آنان دارد و ابو محمد علی بن عنایت الله فقیه و عارف شیعی که نزد محقق کرکی و پدر شیخ بهایی درس خوانده, کتابی به نام (روضةالعارفین) به فارسی نگاشته, دارای نه باب, در بیان حقیقت تصوّف و مقامات سالکان و آداب سلوک. وی به سال1011زنده بوده است.89

و شیخ بهائی(م:1030) که در مرکز حکومت صفویه و همروزگار شاه عباس بوده است, عنوان (کشکول) را برای کتاب خود بر می گزیند و در آن از روش و حکایتهای مشایخ صوفی فراوان نقل می کند, بدون این که بر آنان خرده بگیرد و تنها در یک مورد, سخنی از زمخشری در نقد صوفیان آورده که محدث قمی آن را در سفینةالبحار نقل کرده90 و حدیثی را که برخی گفته اند: در کشکول در نکوهش صوفیه است, در آن کتاب نیافته91 و ما نیز آن حدیث را نیافتیم.

افزون بر این, عبدالله افندی اصفهانی, کتابی را به نام: تأویل الآیات, به شیخ بهایی نسبت می دهد که بر روش صوفیه نگاشته است.92

محمد تقی مجلسی (م:1070) مکاتبه هایی درباره تصوف با ملا محمد طاهر قمی (م:1098) داشته است.93 از این روی, علامه مجلسی, در رساله اعتقادات خود, پدر خویش را از گرایش به صوفیه بری می داند و بر این باور است که زهد و ورع وی, سبب بستگی وی به صوفیه گردیده و هدف او, هدایت گمراهان بوده است.94 و از سخنان اردبیلی, در حاشیه بر شرح تجرید قوشچی و زبدةالبیان, گرایش به زهد و ساده زیستی که تصوف نامیده می شده, استفاده می شود.

از آنچه در بخش صوفیه حدیقه آمده, چنین استفاده می شود که کتاب در دوران مبارزه با صوفی گری و پس از رواج عقائد مسیحیت و فرنگیان در ایران تنظیم شده است; زیرا در این کتاب, هم از (فرنگیان) انتقاد شده و هم از صوفیان. ورود نخستین گروه از مبشران مسیحی به ایران, در سال 1010, رخ داد95 و مبارزه با صوفیان و نقطویان که قائل به وحدت وجود بودند, توسط شاه عباس, در سال 1001 به بعد شدت گرفت96 و از سال 1060 به بعد, به خاطر مبارزه عالمان با صوفیان, فراگیر شد.97

با توجه به این واقعیتها, عبارت حدیقه را که در ردّ نخستین گروه صوفیه, که همانا وحدتیه باشند, مطالعه می کنیم:

(وایضاً باید دانست که اکثر ملحدان گفت و گوهای این فرقه را سپرو گریزگاه بد اعتقادی والحاد خود کرده اند, چنانکه در حدیث اشاره به آن شد و گذشت. پس شیعه باید به سخن بعضی از متعصبان و برخی از غافلان, بلکه به قول جمعی از گمراهان و بد اعتقادان از راه نرود که در مقام توجیه و تأویل گفت و گوهای زشت این طایفه درآمده اند و دین اسلام و کیش فرنگیان را به تأویلات غوایت آیات یکی کرده اند و به سبب این تأویلها, بسیار کس را از سفها به وادی الحاد انداخته اند و عجب است که این جماعت, گفت و گوهای محمود پسیخانی را تأویل نکرده اند و به همه حال مؤمن باید که اعتقاد کند که قائل به حلول شدن و دم از اتحاد و وحدت وجود زدن, کفر است و نیز شیعه باید بداند که هر وجه که حلولیه و اتحادیه و وحدتیه در باب خدایی خود و مشایخ خود و سایر موجودات می گویند, به عینه همان وجه را نصاری در باب خدایی حضرت عیسی(ع) و غلات شیعه در باب خدایی علی, علیه السلام, و بعض دیگر از ائمه هدی, علیهم السلام, می گویند.)98

از این فراز, دو نکته برای زمان نگارش کتاب استفاده می شود:

1 . کتاب در زمان رواج عقاید فرنگیان و نصارا و توجیهای آنان تنظیم شده که مربوط به روزگار شاه عباس به بعد است.

2 . مبارزه علیه عقائد نقطویان که از پیروان محمود پسیخانی شمرده می شدند.

و هیچ یک از این دو جریان, در زمان محقق اردبیلی شدت نداشته است. افزون بر این, پیش تر یاد شد محقق اردبیلی, از کسانی است که به وحدت وجود, باور داشته است.

داستان فوت میرزا مخدوم

از دلیلهای مهمی که نشان می دهد, حدیقةالشیعه همان کاشف الحق است و پس از فوت اردبیلی (م:993) تنظیم شده, نقل جریان فوت میرزا مخدوم شریفی (م:995هـ) در این کتاب است.

در بخشهای پایانی کتاب, در بحثی که راجع به ایجاد کینه و دشمنی دارد, انگیزه نخستین آن را ابلیس و انگیزه دوم آن را حسد و انگیزه سوم آن را حبّ جاه می داند و می نویسد:

(ثالثاً: سبب مخالفت و عداوت مردمان, حب جاه و منصب و دوستی دنیا و ریاست و حکومت دنیاست; چه می گویند و فکر می کنند که این نقد است و حکایت بهشت و دوزخ و کتاب و حساب, نسیه و هیچ عاقل نقد را به نسیه ندهد, چنانچه میرزا مخدوم شریفی مشهور, که در مکه مشرفه منصب نقابت و خطابت داشت و اظهار تسنن تا به حدی می کرد که نواقض الروافض نوشت و در آن جا چیزی چند ذکر نمود و افتراها کرد که هیچ ناصبی نکند و نگوید.

در حال مردن, به محرمی وصیت کرد که مرا غسل و کفن و دفن به روش امامیه خواهید کرد و آن مرد گفت: تو هرگاه به این عقیده بودی آنها را چرا می گفتی و می نوشتی آهی کشیده اشک به چشم آورده گفت: حبّ جاه, حبّ جاه.

p> سه بار این بگفت و جان سپرد.)99

با توجه به این که نویسندگان و مورخان بر این نظرند که نویسنده نواقص الروافض, میرزا مخدوم شریفی, در مکه, به سال 995, پس از اردبیلی فوت کرده است,100 چگونه می توانسته لحظه های آخر عمر وی, در حدیقه یاد شود.

نقل واقعه, نشان می دهد که تنظیم حدیقه سالها بعد بوده و نویسنده حدیقه از این نکته غفلت کرده است.

ضعف علمی

از مواردی که نشان می دهد, حدیقه از آن محقق اردبیلی نیست, ضعف بنیه علمی در اصول و رجال است. با این که اردبیلی, مردی محقق و نکته سنج بوده, در پاسخ از حدیث مجعول: (اقتدوا بالذین من بعدی ابی بکر و عمر) در حدیقه و کاشف الحق چنین آمده است:

(یکی آن که در علم اصول, مقرر شده است که سکوت در معرض بیان, افاده حصر می کند و چون در این جا نام علی و عثمان مذکور نشده, پس لازم می آید که آن هر دو, امام نباشند و اقتدا به ایشان نتوان کرد.)101

در علم اصول, چنین قاعده ای برای حصر ذکر نشده و برای چنین جمله هایی مفهوم قائل نیستند, تا حصر آن را بپذیرند و مفهوم حصر را در ادات: الاّ, انّما, لاء نفی جنس همراه با الاّ, بل در مواردی و قاعده (تقدیم ما هو حقه التأخیر یفیدالحصر) جست و جو می کنند.102

البته امکان دارد, جمله بر اختصاص دلالت کند, امّا دلیل حصر نخواهد بود. افزون بر این, محقق اردبیلی در حاشیه بر شرح تجرید قوشچی,103 سه پاسخ از این حدیث داده و در هیچ یک از پاسخهای خود, به چنین قاعده ای استناد نجسته است, حتی پاسخهای وی, با پاسخهای دیگر حدیقه تفاوت دارند.

ضعف رجالی

محقق اردبیلی, در مجمع الفائدة والبرهان, دقت بسیار در بررسی سند روایات دارد و روایات شماری از راویان را, ضعیف می شمارد.104

شاگردان وی: صاحب معالم و صاحب مدارک, صحیح اعلائی هستند.

گروهی در تحلیلی که از اندیشه های محقق اردبیلی در مجمع الفائده ارائه داده اند, بر این باورند که دقت بسیار محقق اردبیلی در سند روایات و توجه وی به عقل, زمینه را برای گرایشهای اخباری گری فراهم ساخته است;105 امّا در حدیقه, بسیار اتفاق می افتد که در بحثهای رجالی, بحثها چنان پخته و قانون مند ارائه نمی شوند.

سخن از این نیست که در این اثر, روایات سست و بی پایه, گواه آورده شده اند, بلکه مطلب این است که روایات ضعیف, صحیح دانسته شده که درخور توجیه نیست, از جمله:

1 . در موارد گوناگون, روایتی, به خاطر مضمونش, که مورد پسند نویسنده بوده, صحیح دانسته شده, با این که روایت بی سند, یا دارای سندِ نادرست است.

روایتی را از فصول المهمه آورده و سند آن را صحیح دانسته,106 در حالی که در فصول المهمه, سندی برای آن ذکر نشده است.107

روایاتی را از کتاب روضه نقل کرده108 و در چندین مورد, تعبیر به سند صحیح دارد. در حالی که متن روضه, که نسخه خطی آن را دیدیم,109 سندی برای آن روایات ذکر نشده و اگر پیش از این, سندی ذکر شده صحیح نیست. و علامه مجلسی در بحارالانوار, روایت روضه را بدون سند نقل کرده است.110

و به خاطر ضعف رجال شناسی نویسنده حدیقه, اشتباههای کاشف الحق در آن کتاب نیز آمده است از جمله:

(در شواهد النبوة, مسطور است که حیه عرنی از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) بود)111

به طور دقیق, همین عبارت در حدیقه 112 تکرار شده و توجه نداشته اند که صحیح آن حبه عرنی است. و یا در مورد دیگر می نویسد:

(در کتب تواریخ, خصوصاً در کتاب خرایج, از عبدالله غنوی به سند صحیح نقل نموده که گفت113…)

در حدیقه به جای غنوی, غنودی آمده114 که صحیح نیست.

ولی در خرایج و جرایح, سندی برای روایت نقل نکرده که نشانه درستی آن باشد.115 و عبدالله غنوی در کتابهای رجالی شیعه ذکر نشده, تا روایت وی, صحیح معرفی گردد.

2 . در کاشف الحق و به پیروی آن, در حدیقه الشیعه, درباره روایتی که در آن محمدبن سنان یاد شده آمده است:

(در کتاب خرایج, به سند صحیح از محمدبن سنان نقل نموده که گفت116…)

در این جا, روایت محمدبن سنان صحیح معرفی شده است, در حالی که علمای رجال, او را ضعیف شمرده اند و محقق اردبیلی, در جای جای شرح ارشاد, به ضعف وی اشاره دارد.117

آیا می توان چنین نسبتی به اردبیلی داد؟

آیا این ظلم به اردبیلی نیست؟

اشتباه در سند هم نیست که بگوییم در خرایج ممکن است عبدالله بن سنان بوده; زیرا نام وی در خرایج ذکر نشده است.

در موردی دیگر روایتی را از امالی شیخ طوسی118 نقل می کند و آن را صحیح می داند,119 در حالی که برابر معیارها, روایت موثق است, چون علی بن حسن بن فضال در سند آن قرار دارد.

3 . در حدیقه, درباره هشام بن محمد کلبی آمده است:

(و همچنین هشام بن محمدبن سایب, که از علمای ایشان است)120

این اظهار نظر درباره هشام بن محمدبن سائب کلبی, از مقدس اردبیلی که آشنای به رجال بوده, دور است; زیرا رجال شناسان ما, وی را از شیعیان می دانند.

نجاشی می نویسد:

(کان یختص بمذهبنا)121

نجاشی, او را از نزدیکان امام صادق(ع) می شمارد. این خود, نشان می دهد, حدیقه نوشته اردبیلی نیست.

همین عبارت, در کاشف الحق بدون اشکال آمده است.

(هشام بن محمدبن سایب که از علمای انساب است.)122

نویسنده حدیقه, به خاطر تعصب شدید, انساب را به ایشان تغییر داده است. البته این احتمال نیز وجود دارد که این نسخه حدیقه اشتباه باشد.

نقل احادیث و حکایتهای ساختگی

نقل روایات و حکایتهای سست و بی پایه در حدیقه بسیار است. نویسنده, چون دقت کافی و آگاهی لازم نداشته, روایات ضعیفی را بدون توجه به پیامدهای آن در کتاب آورده است.

از جمله در هنگام شمردن کنیه های حضرت امیر, یکی از آنها را ابوتراب می داند و وجه نام گذاری را از خوارزمی بدین گونه نقل می کند:

(بین فاطمه و علی(ع) دلگیری و ناراحتی به وجود آمده بود, از این رو, علی بر پهلو در مسجد به خواب رفت و پیامبر فرمود: قم یا اباتراب.)123/p> در حالی که شیخ صدوق, در علل الشرایع این خبر را درخور اعتماد نمی داند;124 زیرا راویِ آن, ابوهریره است و اعتقاد دارد, بین علی و فاطمه کدورتی بروز نکرده و وجوه دیگری برای این تسمیه بیان می کند. و مورد ذکر آن, در حدیقه, برای ساکت کردن و رد طرف مقابل نیست.

و یا در حدیقه, افسانه جزیره خضراء125 پذیرفته شده که به هیچ روی, درست نیست و آقا بزرگ در طبقات126 و کاشف الغطاء127 در حق المبین آن را مردود دانسته اند.

ناآشنایی به قرآن

در پایان یکی از احادیثی که در نکوهش صوفیه در حدیقه به نقل از امام هادی(ع) یاد شده, آمده است:

(و ان هم الاّنصاری و مجوس هذه الأمة أولئک الذین یجهدون فی إطفاء نورالله والله یتم نوره و لوکره الکافرون.)128

نویسنده حدیقه, پس از ترجمه حدیث, تا آغاز جمله اولئک چنین می نویسد:

(بعد از آن, آن حضرت (اولئک الذین یجهدون فی اطفاء نورالله) را تا به آخر تلاوت فرمود و ترجمه اش این است که کوشش می نمایند در فرونشانیدن نور خدا و حضرت اللّه تعالی, تمام می کند نور خود را و اگر چه مکروه می دارند ناگرویدگان)129

پنداشته, این متن آیه قرآن است و آن را جدای از حدیث و با تعبیر (تلاوت) آورده است و در ترجمه نیز تعبیر (کوشش می نمایند) نشان می دهد که پنداشته آیه قرآن است.

این, نشانه ناآشنایی نویسنده حدیقه و تنظیم کننده آن, با قرآن است, گرچه چنانچه حدیث باشد, مشکلی ندارد که به جای (یریدون ان یطفؤا), (یجهدون) آمده باشد, ولی نویسنده همین تعبیر را آیه قرآن دانسته است.

اظهار نظرهای نادرست درباره اشخاص

از اشکالهای دیگر حدیقةالشیعه, اظهار نظرهایی است که نویسنده آن درباره اشخاص دارد. این شیوه, با روش محقق اردبیلی ناسازگاری دارد و پاره ای از این اظهار نظرها نادرستند.

1 . درباره ابونعیم, نویسنده تاریخ اصفهان و حلیةالاولیاء, می نویسد:

(وحافظ ابونعیم, که از اکابر مفسرین اهل سنت است.)130

آیا حافظ ابونعیم, تفسیر مشهوری دارد؟

اگر تفسیر دارد, آیا مانند فخر رازی, بیضاوی و زمخشری از اکابر مفسرین است؟

یا این اظهار نظر بر اثر ناآگاهی نویسنده کاشف الحق است؟

2 . زمخشری, از مفسران بنام اهل سنت است که علمای شیعه, به تفسیر وی عنایت داشته اند و برخی تفسیر او را خلاصه کرده اند و محقق اردبیلی, در زبدةالبیان, بارها از زمخشری نقل قول کرده است, بدون این که درباره وی, اظهار نظری بکند, ولی در حدیقه می خوانیم:

(زمخشری, که از معاندین اهل بیت است و نزد اهل سنت و جمهور آن طایفه, ثقه و مأمون است, نقل کرده.)131

زمخشری سنی است, اما این که دشمن اهل بیت باشد, بعید می نماد;زیرا او از کسانی است که به اهل بیت عشق می ورزیده و در تفسیر آیه مباهله, از اصحاب کساء, تجلیل می کند و در تفسیر آیه مودت, عشق خود را نسبت به خاندان عصمت و طهارت و اهل بیت ابراز می دارد و حدیثی از پیامبر(ص) در دوستی آن خاندان نقل می کند:

(من مات علی حبّ آل محمد, مات شهیدا…)133

همین حدیث را محقق اردبیلی, در رساله اصول دین, از زمخشری نقل می کند.134

حال به چه انگیزه در این جا, دشمنِ اهلِ بیت معرفی شده است؟ بر ما معلوم نیست.

فقط می توانیم بگوییم: نویسنده حدیقه, محقق اردبیلی نیست, بلکه شخصی است که آگاهیهای رجالی ضعیفی دارد.

3 . در حدیقه درباره غزالی مطالبی آمده که بیانگر ناآگاهی نویسنده از حال اشخاص و داوریهای نادرست اوست که از شأن محقق اردبیلی به دور است.

* (غزالی ناصبی, که در میان اکابر اهل سنت, به حجةالاسلام شهرت دارد.)48/

* (چه وجهی که اکابر علمای نواصب, خصوصاً غزالی و صاحب کشاف,48 تحقیق نموده اند.)146/

* (احمد غزالی, مانند برادرش محمد غزالی, که از بزرگان صوفیه و از مریدان با اخلاصِ شیطان است, مکرر شیطان را بر سرِ منبر سیّد الموحدین می گفته و مشهور است که بر سر منبر می گفته: هر که توحید را از شیطان یاد نگیرد, زندیق است.)207/

در صفحه 272, غزالی ناصبی معرفی شده است.

آنچه از این سخنان, بدون توجه به درستی و نادرستی آنها, بر می آید, غزالی انسانی متعصب, ناصبی و ضد اهل بیت و از بزرگان صوفیه است.

امّا در کاشف الحق, غزالی ناصبی خوانده نشده است.135

در بخش صوفیه نیز, غزالی ناصبی معرفی شده است.136

نکته درخور توجه, تجلیلی است که از وی در این بخش صورت گرفته. این تجلیل, از آن روست که غزالی, در رد فلاسفه, کتاب نگاشته است:

(و اگر کسی تهافت الفلاسفه را مطالعه نماید و یا نموده باشد, می داند که این مرد دین, در حق ایشان, چه می گوید.)137

نبردن نام نویسنده, شاید از روی ناآگاهی و یا به عمد باشد, تا برای خواننده, ایجاد شبهه نکند نویسنده حدیقه, از اشکالهای غزالی علیه فلسفه, خوشحال می شود, به گونه ای که روا ندانسته بدون تجلیل از او بگذرد.

4 . در حدیقه از میرزاجان باغ نوی شیرازی (م:994) که همدرس محقق اردبیلی بوده و با هم رقابت علمی داشته اند, به عنوان مفتی فرقه واصلیه یاد شده که قائل به اباحه محرمات بوده اند.138 گرچه باغ نوی سنی بوده, اما نکته ضعفی که نشانه پیوند وی با این فرقه باشد دیده نشده و خوانساری در روضات الجنات139, از او به نیکی یاد می کند و در عالم آرای عباسی نیز, از او تجلیل شده است.140

5 . در بخش صوفیه, در ذیل فرقه هیجدهم, جَوْریه, بیش ترین طرفدار این گروه (اتراک) معرفی شده اند و سخنان ناروایی درباره ترکها گفته شده که از محقق اردبیلی که خود ترک زبان بوده,141 به دور است.


ما بقی مطالب را در مطلب پایین مطالعه فرمایید .



تاریخ : چهارشنبه 23 مرداد 1392 | 12:54 ب.ظ | نویسنده : میرزا | نظرات

  • paper | پرشین تم | خرید بک لینک