تبلیغات
بــــــــــرهان و عــــــــــرفان - نامه ای که مرحوم مجلسی نوشت ( قست 1)



  نامه ای که مرحوم مجلسی نوشت ( قست 1) 


 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

 بسم الله الرحمن الرحیم

قبل از ورود به بحث لازم است یاد آور شوم که نقدی بر این مقاله توسط وبلاگی منتشر شد

و ما نیز پاسخ نقد مذکور را در وبلاگی با عنوان رساله مجلسی منتشر کردیم.

چون مقاله انتقادی مذکور از نظر علمی ضعیف و ناشیانه بود بدین سان دیدیم ارزش انتشار

آن در این وبلاگ و اختصاص مطلبی مجزا بدان را ندارید.

به همین دلیل وبلاگی با همکاری دوستان زدیم که منصفانه تنها روی همین رساله بحث می کند.

نکته جالب آن که در وبلاگ مذکور از آن جهت که ما واهمه ای از انتقادات مخالفین نداریم ،

حتی مقالات مخالفین فلسفه و عرفان بدون هیچ کم و کاستی منتشر می شود تا مخاطبان

در فضایی منصفانه و علمی و به دور از عوام فریبی و هیاهو به قضاوت بنشینند. 

آدرس وبلاگ مذکور:   http://resaleh-majlesi.blogfa.com/
-------------------------------------------------------------------------------

ابتدا توضیحی موجز درباره این رساله می دهم تا دوستان با بحث آشنا شوند.

به طور خلاصه محتوای این رساله تقسیم صوفیان به دو گروه سنی(منحرف) و 

شیعه (حق) هست که امروزه دیگر به قسم ثانی به علت کثرت صوفیان منحرف ، صوفی

 اطلاق نمی شود بلکه عارف اطلاق می شود.

چندی پیش مقاله ای برای صحت این رساله شبهه ایجاد نموده بود که ما هم با راهنمایی
 
دیگران در صدد پاسخگویی بر آمدیم.

ابتدا باید عرض شود که این نامه از نظر تاریخی معتبر است.

همچنین سند آن قابل اعتماد و متن آن قرینه بر صدقش است.

از جهت سند این نامه نسخ متعددی دارد که همگی با نام مرحوم  مجلسی ثانی است و

در اسناد یک کتاب به یک مولف همین مقدار کفایت می کند

(چون بنا در این باب بر وجاده است) مگر آن که دلیل معارضی یافت شود.

برخی پنداشته اند که استناد این رساله به علامه مجلسی فقط مستند به میرزا معصومعلی

صاحب طرائق است(ایشان قطب فرقه نبودند و لقب شاه برای ایشان در عرف خودش صحیح

نیست.معصومعلیشاه لقب برخی از اقطاب فرقه نعمت اللهی نه صاحب طرائق) و گفته اند

وی انسان مورد اعتمادی نیست.

ولی اولا صاحب طرائق در فن تراجم و رجال و کتابشناسی هم خبره است و هم با صداقت.

ثانیا این نامه قبل از وی در منابع دیگری نقل شده است.

استاد محقق حجه الاسلام و المسلمین دکتر رسول جعفریان(حفظه الله) در کتاب صفویه

در عرصه دین ، فرهنگ و سیاست ؛ جلد 2 ؛ صفحه 592 می فرمایند:

«درج بخشی از آن [این نامه] در رساله رد صوفیان ملا اسماعیل خواجویی(م 1173)

تا اندازه ای موید صحت آن است.»

منابع دیگری که حقیر تا به حال علاوه بر این دیده ام ، یکی رساله اعتقادات مرحوم ملا محمد

جعفر کبودراهنگی(م 1237) نیز که از افاضل تلامذه محقق قمی و از مجتهدان بزرگ عصر
 
خود است و در میان صوفیه و غیر ایشان به وثاقت شهرت دارد آن را سالها قبل از طرائق

الحقائق نقل کرده است.(ر.ک رسائل مجذوبیه ؛ ص103 تا 107)

علاوه بر آن این نامه در فهرست کتابخانه مجلس ، ج 9 ، بخش 2 ، ص 586 در ضمن 

مجموعه 1916 آمده است و یکی از فضلا از دوستان آن را بررسی کرده بودند گفتند تاریخ

تدوین آن به طبقه تلامذه آقا شیخ احمد احسایی است.

و دیگر در ریاض السیاحه حاج میرزا زین العابدین شیروانی آمده است که که اینها متقدم بر 

طرائق می باشند.

علاوه بر آن ،استاد دکتر جعفریان در همان کتاب و همان صفحه دو نسخه دیگر ذکر می کنند:

1-فهرست کتابخانه ملی ،ج 4 ، ص477

2-فهرست مسجد اعظم قم ، ص 646

رساله ای باعنوان «رساله جوابیه محمد باقر مجلسی در تصوف» در مجموعه شماره 485

مجلس سنای سابق(فهرست، ج1، ص284)شناسانده شده که به احتمال زیاد همین رساله است.»

حضرت استاد جعفریان 4 نسخه از این رساله در کتابخانه آیت الله مرعشی ، مربوط به قرن 13

را نیز ذکر می نمایند.

برخی اشکالاتی بر این نامه گرفته اند که صرف استبعاد است:

مانند آن که گفته اند این نامه در فهرست تالیفات مرحوم مجلسی نیامده است.

ولی این سخن مانند آن است که کسی نامه ای را از مرحوم آیت الله بروجردی یا آیت الله خوئی

به شما نشان دهد و شما در رد وی بگویید استناد این نامه به این بزرگان صحیح نیست

چون در فهرست تالیفاتشان نیامده است؟!

آیا واقعا یک نامه چهار پنج صفحه ای از مرحوم مجلسی باید حتما در فهرست تالیفات ذکر 

شود؟!

مرحوم مجلسی شیخ الاسلام روزگار خود و فردی پرکار و پر مراجعه بوده است و طبیعی 

است نامه هایی به افراد مختلف بدهد که در جایی ثبت نشود.

مجموعه هایی از پرسش و پاسخ های آن بزرگ در تاریخ درج شده است حاصل جمع آوری

شاگردان است و مسلما بسیاری از پرسش ها و پاسخ های ایشان در تاریخ فهرست بندی نشده 

است.خصوصا اگر بدانیم وی از عصر پدر خود ملا محمد تقی(رضوان الله علیه) صاحب فتوا 

بوده است و از سالها قبل از شیخ الاسلامی(و حتی از زمان حیات پدرش) مرجع سوال دیگران

 بوده است.(به عنوان مثال به رساله مسئولات ملا محمد تقی مجلسی رجوع کنید) 

بدیهی است سوال و جوابهای آن مرحوم در آن دوره فهرست برداری نمی شده است و هنوز 

دور مرحوم مجلسی آن قدر از ارادتمندان و شاگردان پر نبوده که هرچه ایشان می نویسد فهرست

 برداری کنند.

پس درج نشدن این نامه چند صفحه ای در در فهارس تالیفات کاملا طبیعی است و دلیل بر رد

نمی تواند باشد امروزه ما اجازات متعددی را از مرحوم مجلسی می یابیم که در فهرست 

تالیفات نیست.

ما بقی مطالب را در مطلب پایین مطالعه فرمایید . 



تاریخ : چهارشنبه 23 مرداد 1392 | 12:18 ب.ظ | نویسنده : میرزا | نظرات

  • paper | پرشین تم | خرید بک لینک